تیپ شخصیتی شما چیست؟

[ad_1]

آپلود عکس

تیپ شخصیتی شامل A، B، C و Dوجود دارد که در آن خصوصیات و ویژگی‌های افراد گروه‌بندی شده است. البته از همان ابتدا باید بگوییم که هر فرد الزاما همه خصوصیات گروه A، B و… را ندارد و ممکن است چند ویژگی از یک گروه غالب‎تر و چند ویژگی از گروه‌های دیگر را داشته باشد. دراین مطلب با انواع تیپ‌های شخصیتی آشنا خواهیم کرد.

آگاهی از نوع تیپ شخصیت به چه درد ما می‌خورد؟ 

آگاهی افراد از اینکه بدانند چه نوع تیپ شخصیتی دارند کمک می‌کند که نقاط قوت و ضعف خود را بشناسند و مسوولیت رفتارهایی که انجام می‌دهند، بپذیرند. مثلا اگر دوستی از دست شما دلگیر می‌شود کمی به خودتان توجه کنید، شاید ویژگی بدی دارید که باعث می‌شود فرد یا افراد از شما برنجند. آگاهی از نوع تیپ شخصیتی به افراد کمک می‌کند در ازدواج و انتخاب شغل و تصمیمات مهم زندگی هم بهتر عمل کنند.

تیپ شخصیتی شما چیست؟ 

با شناخت شخصیت می‌توان در آن تغییراتی ایجاد کرد 

گاهی این سوال پیش می‌آید که وقتی شخصیت خود را می‌شناسیم می‌توانیم تغییرات کمی در آن ایجاد کنیم؟ پاسخ این است که برای هر نوع تغییری انعطاف‌پذیری لازم است. بعضی از افراد ممکن است خصوصیات خود را بشناسند ولی انعطاف لازم را نداشته باشند. یکی از ویژگی‌های مهم در زندگی انعطاف و سازگاری است. البته بخشی از انعطاف‌پذیری ذاتی است. حتما متوجه شده‌اید که بعضی از کودکان از همان زمان تولد انعطاف بیشتری دارند، ولی بخش دیگر ناشی از یادگیری است و این ویژگی در طول زندگی تربیتی هر فرد شکل می‌گیرد و والدین در شکل‌گیری آنی نقش مهمی دارند.

آگاهی از تیپ شخصیت در ازدواج کمک‌کننده است 

وقتی دو تیپ شخصیتی برای مشاوره ازدواج مراجعه می‌کنند، معمولا مشاور تلاش می‌کند افرادی را به ازدواج تشویق کند که ویژگی‌های مشابه زیادی دارند. تفاوت‌های زیاد شخصیتی، عمدتا مشکل‌ساز هستند. گاهی یکی از طرفین ازدواج فکر می‌کند می‌تواند صفت شخصیتی غیرقابل‌قبول از نظر خودش را در همسر آینده‎اش از بین ببرد. اینکه تصور کنیم که همسرمان در طول زمان تغییر خواهد کرد، کاملا اشتباه است. این نکته همیشه باید مدنظر قرار گیرد که شخصیت افراد در طول زمان تغییر چندانی نخواهد کرد.

البته شخصیت انعطاف‌پذیر است ولی نمی‌توان تغییرات اساسی در آن ایجاد کرد. فرض کنید فردی درون‌گرا می‌خواهد با فردی برون‌گرا ازدواج کند. این دو نفر ویژگی‌های متضاد زیادی دارند که ممکن است باعث آزار دیگری شود ولی از طرفی، ویژگی‌ای مانند تندمزاجی بهتر است در طرف مقابل فرد نباشد چون اگر قرار باشد هر دو طرف ازدواج تندمزاج باشند، در مواقع بحرانی هیچ یک کوتاه نخواهند آمد. البته در مقابل یک فرد تندمزاج نباید یک فرد آرام قرار گیرد چون یکی با عجله عمل می‌کند و دیگری بسیار کند و با آرامش که این نیز مشکل‌ساز خواهد بود.

 

کدام تیپ شخصیتی بهتر است؟ 

از نظر روان‌شناسی نمی‌توان گفت کدام تیپ شخصیتی بهتر است و این سوال مانند این است که بگوییم شب بهتر است یا روز؟ طبیعتا در روز کارایی خاصی داریم و در شب‌ها باید استراحت کنیم تا انرژی برای شروع روز بعدی داشته باشیم. لازم است کمی با تامل به این مقوله نگاه کنیم. نمی‌توان طیف شخصیتی خاصی را برتر دانست. گاهی لازم است فرد سرعت عمل با دقت را با هم داشته باشد ولی خوب است که افراد مجموع صفات مثبت و کارآمد را بیشتر داشته باشند.

مجموع صفاتی که باعث می‌شود فرد سازگاری بیشتری با محیط کار، زندگی خانوادگی، افراد پیرامون و… داشته باشد برای زندگی لازم است و باعث کسب موفقیت بیشتر در زندگی می‌شود. البته یک صفت ممکن است در بعضی مواقع مفید عمل کند و برعکس در بعضی مواقع مضر باشد.

مثلا جزء‌نگری باعث می‌شود دقت زیادی روی کار داشته باشیم ولی جزءنگری و تمرکز روی سخنان تک به تک افراد و تفسیر آنها می‌تواند دردسرساز باشد. گاهی لازم است فرمانبردار باشیم ولی گاهی باید مسلط بر کار و محیط خود باشیم. اگر برخی ویژگی‌ها برای زندگی روزمره و ارتباطات فردی و بین‌فردی مزاحمت ایجاد کند، مانع رشد خواهد شد. چنین ویژگی‌هایی منفی محسوب می‌شوند و باید درصدد اصلاح آنها برآمد.

کدام شغل برای کدام تیپ شخصیتی مناسب‌تر است؟ 

تیپ شخصیتی A: این افراد شتاب زیادی در عملکرد و صحبت کردن دارند. کمتر گوش می‌دهند و مستبد، جاه‌طلب و پرخاشگرند. صبر و حوصله کمی دارند و به همان اندازه آستانه تحمل پایینی دارند. به علت استرس بالا مستعد بیماری‌های قلبی-عروقی و فشار خون هستند، همیشه پرکارند و برای انجام کارها شتاب دارند و سعی می‌کنند در مدت زمان کم همه کارها را با هم انجام دهند. آنها حتی در تعطیلات هم باید کاری انجام دهند. به‌طور کلی، تفکرشان بر این مبناست که استراحت باید کم و کار باید زیاد باشد.

اگر چنین افرادی برای انتخاب همسر، فردی با تیپ شخصیتی خودشان انتخاب کنند، ازدواج ناموفقی خواهند داشت چون این دو قطب شبیه هم هستند؛ یعنی هر دو بی‌طاقت و پرخاشگرند و در مقابل مشکلات زندگی واکنش‌های مشابه نشان می‌دهند. پس مشکل‌آفرین خواهند بود. البته باید این نکته را اضافه کنیم که افراد با این تیپ مدیران موفقی می‌شوند و با خصوصیاتی که دارند در کارهای مدیریتی می‌درخشند ولی در مشاغلی که نیاز به حوصله و آرامش دارد مانند معلمی، پرستاری، مشاوره و… کارآمد نیستند.

تیپ شخصیتیB : چنین تیپ‌هایی انسان‌های آرام، شاد، بی‌خیال، صبور، انعطاف‌پذیر، سازگار، خونسرد و کمتر رقابتی هستند و مهم‌ترین اشکال این افراد دقیقه نود بودن است؛ یعنی عمدتا کارها را به دقایق آخر می‌سپارند. مشاغل حساسی مانند آتشنشانی، کار در اورژانس و… که نیاز به زمان‌سنجی و دقت کافی دارند اصلا مناسب این افراد نیستند.

تیپ شخصیتیC: این افراد درون‌گرا هستند، به جزییات توجه می‌کنند و حساس، دقیق و سختگیر هستند. چنین افرادی بیشتر تمایل دارند کارها را به‌طور شخصی انجام دهند و علاقه ندارند در کارهای گروهی شرکت کنند. کار با رایانه، حسابداری و به‌طور کلی اعمالی که نیاز به ارتباط‌های اجتماعی ندارند برای این تیپ‌های شخصیتی مناسب هستند.

تیپ شخصیتیD: این افراد معمولا مطیع و فرمانبر هستند و اغلب به امور اجرایی می‌پردازند. هدفشان هم این است که با اجرای درست امور تایید دیگران را به دست آورند اما در صورتی که مورد تایید واقع نشوند، ناراحت می‌شوند. آنها به‌دلیل اعتماد به‌نفس پایینی که دارند، از تایید نشدن می‌ترسند.


گردآوری : بخش روانشناسی پویه

منبع : بیتوته | beytoote.com


 

آپلود عکس

[ad_2]

لینک منبع

دانلود آهنگ “نفس” از محمد اصفهانی

[ad_1]

آپلود عکس

متن آهنگ

کجا رفته بودی که از رد تو یه رویای نزدیک با من نماند
یه آغوشِ خسته یه حسِ لطیف از این خوابِ تاریک با من نماند

از این هیاهو سفر نکردم ترسیدم این عشق پایان گیرد
نشد شبی که سحر نکردم مگر که آتش در جان گیرد

نفس کشیدم که تیر آهم تو را به حسرت نشانه سازد خوشا سری که با تو سامان گیرد

من بی تو ویرانم پنهانی در جانم من از تو دوری نمیتوانم


دانلود

 نحوه دانلود : روی یکی از لینک های بالا کلیک راست کرده و روی …save link as (ذخیره پیوند به نام…) کلیک کنید.


پخش آنلاین

http://dl.poyeh.com/Mohammad%20Esfahani%20-%20Nafas%20(320).mp3


کد پخش آنلاین در وبلاگها و سایتها

کدی که در کادر پایین است را در قسمت مناسب سایت یا وبلاگ خود قرار دهید

(میتوانید با چندبار کلیک روی متن آن را علامت بزنید و با گرفتن کلیدهای Ctrl+C آن را کپی کنید)

<embed src="http://dl.poyeh.com/Mohammad%20Esfahani%20-%20Nafas%20(320).mp3" autostart="true" loop="true"width="0" height="0"></embed><noembed><bgsound src="http://dl.poyeh.com/Mohammad%20Esfahani%20-%20Nafas%20(320).mp3" loop="infinite"></noembed>

آپلود عکس

[ad_2]

لینک منبع

تعبیر خواب شیشه خرده در دهان

[ad_1]

حضرت یوسف (ع) در مورد تعبیر خواب شیشه های خرد شده در دهان نوشته است بی تردید تکه های بریده شده شیشه در این خواب به نشانه ی زبان سرخی است که غیبت میکند تهمت میزند و دیگران را بواسطه رفتار و اخلاق بدش میرنجاند روایت امده است شخص به نزد یوسف نبی (ع) میرسد و میگوید خواب دیدم در دهانم پر از شیشه های تکه تکه شده است و من در حال خوردن ان ها هستم بدون ایکه لب و دهانم زخم شود و یا خونی ببینم حضرت به ایشان پاسخ دادند فورا به نزد همسرت بازگرد و از ایشان دلجویی کن چرا که از دست تو بسیار رنجور و غمگین است و اگر از او غذرخواهی نکنی ممکن است به بلایی دچار شوی که در نتیجه نفرین همسر تو باشد

جابر مغربی نیز نوشته اند اگر کسی شیشه های خرد شده در دهان خود ببینید دلالت بر این دارد که بخاطر اعمال و رفتار زشت و ناپسندش تنبیه میشود همچنین ضررهای عمده مالی ,گرفتار دوست نااهل شدن و یا اسیر دام زنان بد صفت و یا بدکردار شدن از دیگر معانی این خواب است

سوال: سلام خواب مرده ای را دیدم که دهانش باز بود و داخل دهانش شیشه های برنده و تیزی بود که برق میزد و من با تعجب به ایشان نگاه میکردم ولی چهره ی او را به جا نیاوردم تعبیرش چیه؟

پاسخ: با سلام شما از بلا و خطری مهلک جان سالم به در میبرید

شیخ طوسی نوشته اند اگر کسی ببیند به فرد مرده یا زنده ای کمک میکند تا شیشه های خرده از دهانش بیرون بریزد نشانه آن است که ورای توقع و انتظار خود به کامیابی و خوشنودی دست خواهید یافت.

همچنین سوالات زیادی نیز در مورد دیدن خون و یا خوردن شیشه خورده و زخم شدن دهان شده بود که به روایت ادوراد به نشانه ی مرگ و یا مبتلا شدن به امراض ناعلاج و سخت است دیدن خون در دهان توام با شیشه تعبیر بسیار نحس و بدی دارد

برچسب ها: تعبیر خواب , تعبیر شیشه خورده در دهان مرده , تعبیر خواب خوردن شیشه خرده , تعبیر بریدن دهان توسط شیشه خرده

[ad_2]

لینک منبع

تعبیر خواب ژله خوردن

[ad_1]

علی مدنی درباره تعبیر خواب درست کردن و یا خوردن انواع ژله های میوه ای تزریقی گفته است تجمل گرایی و اصراف از معانی اصلی این رویا است اگر کسی ببیند در حال اماده سازی و سایل ساخت ژله باشد دلالت بر این دارد که در روزهای اخیر در مصرت مواد غذایی و یا …زیاده روی یا اصراف کرده است اگر دیدی ژله را برای مهمان ها تهیه میکتی دلالت بر این دارد که در اینده ی نزدیک جمعی بر منزل تو مهمان میشوند که ریخت و پاش زیادی دارند و خرجی زیاد را به گردنت میگذراند

سوال: سلام من خواب دیدم با شوهرم داریم ژله درست میکنیم و بعد از درست کردن اونا را داخل سینی گذاشتیم و برای شام سر سفره اوردیم تعبیرش چیه:

پاسخ: با سلام همسر شما این روزها در انجام بعضی از امور اصراف یا زیاده روی میکند و به نوعی خرج های الکی یا غیرضرروی میکند

ادوارد مینویسد اگر کسی ببینید ژله را خریداری میکند و سپس با مرده ها یا مرده ای ان را مصرف میکند به معنی این است که با جمع زیادی از مهمان ها در چند روز آینده مواجه میشود همچنین ایشان دیدن ژله برای زن های متاهل را به نشانه ی مهمان میداند و دیدن ژله برای مردان را به نشانه ی اصراف و ریخت و پاش های غیرضروری

آنتی بیلا خانم فرانسوی که در علم تعبیر خواب نوشته های زیادی را از خود به جای گذاشته است یک پیشنهاد و یا یک توصیه برای خانم ها یا اقایان که احتمال خواب ژله های خوراکی را دیده اند دارد که در پایین اورده شده است

تضاد عجیبی بین کارهایی که خودتان دوست دارید انجام دهید و کارهایی که دیگران از شما انتظار دارند انجام دهید وجود دارد و این موضوع می‌تواند باعث بلاتکلیفی در شما بشود. شما کاملاً نمی‌توانید بفهمید که اگر هر عکس‌العملی را تلافی کنید چه اتفاقی می‌افتد، اما اگر فکر کنید که چه کاری درست است باعث می‌شود خیلی از چیزهای مهم را از دست بدهید. فراموش نکنید که تجزیه و تحلیل شما باید عقلانی باشد؛ فقط اجازه بدهید که غریزه شما راهنمایتان باشد، در این صورت به مسیر درستی هدایت می‌شوید.

 

برچسب ها: تعبیر خواب , تعبیر درست کردن ژله تزریقی , تعبیر خوردن ژله با مرده , تعبیر خواب دادن ژله به دیگران

[ad_2]

لینک منبع

تعبیر خواب بسته بودن دست مرده

[ad_1]

حضرت امام صادق (ع) می فرماید تنگ شدن عرصه زندگی بر آدمی و کم شدن رزق و برکت در خانه تعبیر خواب بسته بودن دست های مرده میباشد اگر کسی ببیند مرده ای دستانش بسته است و برای باز کردنش تلاش میکند دلالت بر این دارد که در اینده نزدیک روزهای دشواری را پشت سر میگذارد همچنین شیخ طوسی نیز بی برکت شدن درامد و کسب و کار در جامعه را معنی بسته بودن یا بسته شدن دستان مرده میداند

تعبیر خواب بسته بودن دست های مرده به روایت لیلا برایت

ایشان نوشته اند اگر مرد یا زنی ببیند که اقدام به دست های مرده که او را میشناسد یا نمی شناسد میکند به این معنا است که با فکر و درایت دشمنانتان را مغلوب می کنید.اما اگر دیدی شخص مرده قصد بستن دستان شما را دارد نشان دهنده آن است که باید بیشتر مراقب اطرافتان باشید.

سوال: سلام من خواب دیدم که یه مرده ای دستهاش را با طناب بستند وقتی دیدمش میخاستم کمکش کنم تا دستاش باز کنم چون اولش فکر کردم که زندس بعد فهمیدم تکون نمیخوره و جیغ زدم وفرار کردم تعبیرش چیه؟

پاسخ:رویای شما تجسمی است از یک زن به استثنای زنان خانه و او زنی است پر غلغله و شلوغ که مدام حرف می زند چه شنونده داشته باشد و چه نداشته باشد. 

ابن سیرین نیز یک توصیه و یک پیشنهاد برای مردان و زنانی دارد که شاید خواب بسته بودن دست مرده را میبینند

مروز شما نباید هر حرفی که به شما زده می‌شود را باور کنید، برای اینکه ممکن است کسی فکر کند که شما آنقدر زودباور هستید که هر چیزی را باور می‌کنید. اما این سخن به معنی این نیست که شما بی‌تجربه و زود باور هستید؛ بلکه بدین معنی است که شما فقط می‌توانید توانایی‌های هر چیزی که دیگران ممکن است به راحتی ازش گذشته باشند را کشف کنید. نگرش مثبت داشتن اصلاً ویژگی بدی نیست؛ فقط قبل از اینکه مشخص کنید چه جیزی بهترین است مطمئن شوید که قبلاً یک بررسی کامل رویش انجام داده‌اید.

شخصی به نزد حضرت یوسف (ع) رسید و راجب تعبیر خواب بسته بودن دست سوال پرسید حضرت در پاسخ فرموند بدون شک تو در زندگی ات در روزهای اخیر دست به کاری اشتباه شدی که بخاطرش توسط همسرت سرزش میشوی و انجام این عمل برای تو به جز پیشمانی شودی ندارد میتوان از توضیحات یوسف نبی (ع) متوجه شد که ندامت و کارهای نداسته انجام دادن از معانی اصلی این خواب است

شیخ طوسی میگوید بسته بودن دست های مرده از پشت در خواب نیکو نیست و خبری از یک دردسر و یا حادثه میدهد بسته بودن دست از جلو خطرات کمتری را دارد و نشانگر حوادث و یا خبرهای تلخ میباشد

برچسب ها: تعبیر خواب , تعبیر بسته بودن دستان مرده چیه , تعبیر بستن دست مرده با طناب , تعبیر خواب اگر مرده دست ما را ببندد , تعبیر خواب بسته بودن دست

[ad_2]

لینک منبع

ورزش جهت حجیم شدن بالاتنه

[ad_1]

ورزش جهت حجیم شدن بالاتنه

ورزش جهت حجیم شدن بالاتنه 5حرکت ساده کمک می‌کند تا تناسب نداشتن بالاتنه را برطرف کنید

ورزش جهت حجیم شدن بالاتنه

سرشانه‌های پهن، بازوهای چاق و همچنین سینه‌های نامتناسب می‌تواند یکی از مهم‌ترین نکات برای نداشتن عدم تناسب اندام باشد.

۵حرکت ساده این شماره به شما کمک می‌کند تا تناسب نداشتن بالاتنه را برطرف کنید.

این حرکات در نهایت سادگی کاربرد زیادی دارند و انجام مداوم تمرینات،

رژیم غذایی مناسب و انجام صحیح حرکات می‌تواند شما را به اندام ایده‌آل برساند.

ورزش جهت حجیم شدن بالاتنه 5حرکت ساده کمک می‌کند تا تناسب نداشتن بالاتنه را برطرف کنیدپرس سینه، دمبل

ورزش جهت حجیم شدن بالاتنه
روی زمین یا مطابق تصویر روی یک نیمکت بخوابید، پاها را جمع کرده و ۲ دمبل در دست‌ها گرفته

و هر ۲ دست را مستقیم و صاف به سمت بالا روبه‌روی صورت خود قرار دهید، پس از آن‌ دست‌‌ها را همزمان به سمت پایین خم کنید

و مجددا دست‌ها را به سمت بالا برگردانید. در این حرکت شما فشار را روی عضله جناح سینه، پشت بازوها و سرشانه‌ احساس می‌کنید.

این تمرین را در ۴ست ۱۲‌تایی انجام دهید. «افرادی که دچار سائیدگی مفاصل هستند

از انجام این حرکات خودداری کنند و تنها با پزشک خود مشورت کنند.»

پرس بالاسینه، دمبل

ورزش جهت حجیم شدن بالاتنه
در این تمرین دیوار، تکیه‌گاه بدن شماست. پاها را بیشتر از عرض شانه باز کنید و از پشت به شکلی به دیوار تکیه دهید

که فقط کتف‌های شما با دیوار تماس داشته باشند و یک قوس در کمر ایجاد شود. در هر دست یک دمبل بگیرید

و دست‌ها را به سمت بالا صاف بکشید و بعد هر ۲ دست را به سمت پهلوها خم کنید و مجدد بالا ببرید.

در این حرکت شما فشار را روی بالای سینه، سرشانه، بازو و پشت بازو حس می‌کنید.

این تمرین را در ۴ست ۱۲‌تایی انجام دهید.

پروانه با دمبل

ورزش جهت حجیم شدن بالاتنه
روی زمین یا نیمکت دراز بکشید. پاها را جمع کرده، در هر دست یک دمبل بگیرید، دست‌ها را نزدیک هم روی شکم قرار دهید

و بعد هر ۲ دست را از طرفین به بالای سر ببرید طوری که در بالای سر، دست‌ها مجدد به هم نزدیک شوند.

در این حرکت شما فشار را روی عضلات زیر بغل، پشت بازو و سرشانه‌ احساس می‌کنید.

این تمرین را در ۴ ست ۱۵ تا ۱۲‌تایی انجام دهید.

(این تمرین به گردشدن سینه‌ها کمک می‌کند)برای استراحت در بین ست‌ها این نکته را فراموش نکنید

که در هوای گرم تایم استراحت را بیشتر از مواقعی که در هوای سرد تمرین می‌کنید

در نظر بگیرید زیرا در هوای گرم فشاری که به شما وارد می‌شود شاید باعث افت قند خون‌تان شود.

ورزش جهت حجیم شدن بالاتنه 5حرکت ساده کمک می‌کند تا تناسب نداشتن بالاتنه را برطرف کنید

قفسه سینه، دمبل

ورزش جهت حجیم شدن بالاتنه
روی زمین یا روی نیمکت دراز بکشید، اگر روی زمین هستید کتف‌ها باید۲۰ سانتی‌متر با زمین فاصله داشته باشد

(می‌توانید زیر کتف‌ها بالش قرار دهید) هر ۲ دست را در حالی‌که دمبل در دست دارید

به سمت بالا نگه دارید و بعد دست‌ها را به سمت طرفین خود بازوبسته کنید، این حرکت سینه را به سمت سرشانه می‌کشد.

در این حرکت شما فشار را روی سینه، وسط سینه، پشت بازو و سرشانه احساس می‌کنید. این تمرین را در ۳ ست ۱۵ تایی انجام دهید.

(این حرکت برای کسانی که سینه‌های‌شان خیلی به هم نزدیک است مناسب است و باعث می‌شود سینه‌ها از هم دور شوند.)

پشت بازو، دمبل نشسته

ورزش جهت حجیم شدن بالاتنه
روی زمین یا روی یک نیمکت ‌‌بنشیند. در دست‌تان یک عدد دمبل می‌گیرید، دست‌ها را مستقیم و صاف بالای سر نگه دارید

و بعد هر ۲ دست را از قسمت آرنج شکسته و به پشت‌سر خم می‌کنید و مجدد دست‌ها را به سمت بالا برمی‌گردانید

(دست‌ها تا حدی به پشت سر کشیده شود که دست زاویه ۹۰درجه پیدا کند)

در این حرکت شما فشار را روی پشت بازو و جلوی بازو احساس می‌کنید. این تمرین را در ۳ ست ۱۵ یا ۱۲ تایی انجام دهید.

در حین تمرین و در زمان استراحت از نوشیدن آبمیوه خودداری کنید

زیرا آب‌میوه‌ها قند دارند و برای شما که می‌خواهید وزن کم کنید نوشیدنی مناسبی نیستند.

نوشیدن آب آشامیدنی زیاد چندان مطلوب نیست، بهتر است هرگاه احساس تشنگی کردید

یک جرعه آب آشامیدنی را در دهان خود ریخته و به آرامی قورت دهید.

[ad_2]

لینک منبع

آموختن از رفتار انتخاباتی ناطق نوری; یادداشتی از رضاصادقیان*

[ad_1]

واکنش‌های عاطفی و ناسنجیده برخی از راهپیمایان در روز جهانی قدس علیه رئیس دولت یازدهم و برخی از اعضای کابینه، شعرخوانی یکی از مداحان نزدیک به جریان اصولگرا در مراسم نماز عید فطر و نوشتن نقدهای غیرمنصفانه علیه دولت حکایت از آن دارد که ما هنوز در فضای روزهای تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری زیست می‌کنیم. گویا نتیجه انتخابات را نپذیرفته‌ایم و دایم به دنبال روزنه‌ای می‌گردیم که به نقد و انکار دولت وقت بپردازیم، روحانی راه می‌رود زخم زبان می‌شنود، سخن می‌گوید صدها هزار ایراد وارد می‌کنند، نحوه نشستن و خندیدنش را تفسیر می‌کنند و… «منافق» خواندن رئیس دولت و همراهان وی در راهپیمایی، پرخاشگری به بهانه شعار دادن و بی‌توجهی کامل به جایگاه قانونی روحانی و بیرون دانستن رفتارهای سیاسی وی خارج از حاکمیت، نه تنها نقد دولت نیست که در پی نفی و انکار است.

رفتارهای توهین‌آمیز و هیجانی از سوی شماری از شهروندان در روز راهپیمایی قدس، اعتراض برخی از کاربران شبکه‌های اجتماعی به خودرو روحانی و دمیدن در تنور اختلاف دیدگاه‌ها درباره مشروعیت در نظام اسلامی و قانون اساسی، با ارسال پیام تبریک رسمی-مکتوب از سوی دیگر کاندیدای انتخابات ما را با وضعیتی دیگر روبرو می‌ساخت. شرایطی که کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری با نوشتن پیام تبریک به طرف مقابل و رقیب انتخابات با زبانی بدون گلایه و کینه رسما تبریک می‌گفتند و این پیام را به طرفداران خویش ارسال می‌داشتند: کارزار انتخابات به پایان رسید و نتیجه را با تمام نقدها و ایرادهایی که داریم می‌پذیریم، پایان. متاسفانه شاهد چنین رویکردی نبودیم. جا دارد رفتار ناطق‌نوری بعد از انتخابات دوم خرداد سال ۱۳۷۶ بازگو گردد، امید آنکه شاهد درس آموزی از چنین رفتارهایی در عرصه سیاست‌ورزی باشیم، میدان سیاست هیچ‌گاه با انتخابات آغاز نشده و به انتخابات ختم نشده است، مهمترین بخش رفتار انتخاباتی پذیرش رای مردم بعد از اعلام رسمی نتایج است و نه نادیده گرفتن آن.

خاطرات علی‌اکبر ناطق‌نوری در دو جلد توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی در سال ۱۳۸۴ منتشر شده است. بخش زیادی از جلد دوم خاطرات وی به انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ بازمی‌گردد، انتخاباتی که در اوج ناباوری با پیروزی سیدمحمد خاتمی به پایان رسید و ناطق‌نوری با تمام گلایه‌ها و حمله‌هایی که علیه او در زمان انتخابات شده بود لحظه‌ای درنگ نمی‌کند و با ارسال پیام رسمی به کاندیدای مقابل تبریک و نتیجه انتخابات را با رویی گشاده می‌پذیرد. پیامی که او با رضایت کامل از آن سخن می‌گوید و اعتقاد دارد آن پیام باعث شد رسانه‌های برون مرزی از آن به نیکی یاد کنند و در ضمن باعث برآمدن اختلاف نظرها در اردوگاه اصولگرایان نشد. اصولگرایانی که با در دست داشتن مجلس پنجم نهایت همکاری را در رای به وزرای پیشنهادی دولت داشت، در واقع جایگاه سیاسی-قانونی ناطق‌نوری این امکان را به وی می‌داد که با قدرت مقابل دولت خاتمی ایستادگی کند و به دلیل شکست در انتخابات تمام آن گلایه‌ها را به اسم قانون و برنامه به دولت وقت تحمیل کند، ولی او براساس نگاه سیاسی خویش و مصلحت کشور چنین نکرد. به جای این سخنان به منتخب مردم تبریک گفت و بازی انتخابات را با همان پیام پذیرفت، افسوس که آن رفتار و تجربه ارزنده مورد توجه سیاست‌ورزان امروز قرار نگرفت.

به گمان راقم این سطور هنوز فرصت هست. به جای دامن زدن به اختلاف‌های نمایان شده در روزهای تبلیغات نتیجه انتخابات را پذیرفته و پیام تبریک کوتاهی صادر کنید، حتی به اندازه یک خط، یک خط و چند جمله‌ای که تاثیرگذار خواهد بود. این پیام شاید به قلم شما سخت جاری شود و یا نیاز به کمک گرفتن از تیم مشاوران دارد، ولی برای فروکاستن از اختلاف‌ها کارساز خواهد بود.

[ad_2]

لینک منبع

کارنامه یک ساله ۱۷ زن در پارلمان ایران

[ad_1]

یک سال از آن زمان می گذرد و با نگاهی به کارنامه فراکسیون زنان این دوره مجلس می‌توان ارزیابی کرد آیا گمانه زنی های آن مقطع درست بوده یا خیر؟

به گزارش خبرآنلاین، تازه نتایج انتخابات ۷ اسفند ۹۴ مشخص شده بود. همان انتخاباتی که اولین های زیادی را به نام خودش ثبت کرد و یکی از آن‌ها ورود ۱۸ زن در مجلس برای اولین بار بود؛ هرچند به فاصله چند هفته یک کرسی از زنان گرفته شد و تعداد آن‌ها به ۱۷ نفر کاهش پیدا کرد اما باز هم رکورددار باقی ماندند. در حالی که همه جا صحبت از این حضور بی‌سابقه زنان در خانه ملت بود پچ‌پچ‌های روزهای آخر مجلس نهم چندان دلگرم کننده نبود. چرا که اغلب نماینده‎ها به ویژه آنها که از جناح رقیب مجلس دهمی‌ها محسوب می‎شدند، ادعا می‌کردند نمایندگان این دوره به ویژه زنان فاقد کار اجرایی هستند و نمی‌توانند به خوبی از اداره امور برآیند. حالا یک سال از آن زمان می گذرد و با نگاهی به کارنامه فراکسیون زنان این دوره مجلس می‌توان ارزیابی کرد آیا گمانه زنی‎های آن مقطع درست بوده یا خیر؟

عملکرد تشکیلاتی

۷ خرداد ۹۵ مجلس دهم رسما کار خود را آغاز کرد و درحالی که فراکسیون‎های مجلس از سیاسی و غیر سیاسی هنوز در شش و بش اعلام هویت بودند؛ فراکسیون زنان ۱۴ تیرماه هیات رئیسه خود را هم مشخص کرد و پا در رکاب گذاشت تا بتواند انتظاراتی را که به دلیل حضور شش درصدی زنان در پارلمان ایجاد شده بود را پاسخ دهد. در انتخاباتی که برگزار شد، پروانه سلحشوری ریاست فراکسیون را به عهده گرفت و طیبه سیاوشی و ناهید تاج‎الدین نیز به‌عنوان نواب رئیس انتخاب شدند. معصومه آقاپور و فاطمه ذوالقدر نیز دبیران اول و دوم فراکسیون شدند و زهرا سعیدی نیز به‌ عنوان سخنگوی فراکسیون برگزیده شد. تشکیلات فراکسیون با تمام ارکان شکل گرفت، موضوعی که پیش‌‎تر یا حداقل در مجلس نهم چیزی فرا تر از اسم از آن نمی‌توان سراغ گرفت.

همه چیز را از بین برده بودند

“هیچ چیز باقی نگذاشته بودند و همه مدارک را برده بودند” این را هانیه گرائیلی دبیر فراکسیون زنان مجلس دهم در پاسخ به این سوال که چه فراکسیونی را تحویل گرفتید، می گوید. گرائیلی گفت: ما وقتی فراکسیون را تحویل گرفتیم حتی از نظر ظاهری هیچ چیزی نداشت و یک میز بود با چند صندلی شکسته و وضعیتی که واقعا در شان فراکسیون زنان نبود.

او ادامه داد: ما هیچ چیزی از فراکسیون قبل در دست نداشتیم که بدانیم آن‌ها چه کارهایی انجام داده‎اند که بتوانیم اگر کاری نیمه کاره باقی مانده، آن را پیگیری کنیم؛ جالب است بگویم حتی دفتر اندیکاتور را پاره کرده بودند. نمی دانم چرا چنین کردند اما وقتی از آن‌ها در مورد اسناد و مدارک سوال کردیم گفتند رئیس فراکسیون از دبیر قبلی خواسته تا تمام مدارک را با خود ببرد.

سخت بود اما ادامه می دهیم

پروانه سلحشوری در آستانه یک‌سالگی فراکسیون زنان مجلس دهم درباره فعالیت های این فراکسیون به خبرآنلاین گفت: ما در طول این یک سال با مشکلات بسیاری رو به رو بودیم اما با همه موانع تلاش کردیم تا آنچه را به نفع جامعه زنان است به پیش ببریم و در جهت استیفای حقوق زنان گام برداریم.

رئیس فراکسیون زنان افزود: شاید برای گرفتن یک رای مثبت از مجلس در مورد یک ماده، تمام خانم ها بسیج می شدند و یک لحظه روی صندلی نمی نشستیم تا بتوانیم آن را به سرانجام برسانیم. گاهی این تلاش ها پاسخ می داد و مانند بحث عدالت جنسیتی یا توانمند سازی زنان سرپرست خانوار، به تصویب می رسید اما در خیلی موارد نیز با وجود دوندگی‌های ما، آن همکاری لازم را نمی دیدیم و ماده یا طرح، رای لازم را کسب نمی‌کرد.

سلحشوری ادامه داد: در طول این یک سال جلسات متعددی برگزار کردیم که مهمترین آن جلسه با زنان ادوار مجلس بود که به منظور انتقال تجربیات برای بهبود شرایط زنان برگزار شدند.

این نماینده مجلس شورای اسلامی گله هایی داشت از نوع همکاری ها. او گفت: در انتخابات هیات رئیسه دیدیم که مجلس به تنها کاندیدای زن برای حضور در هیات رئیسه رای نداد و این نشان می دهد ما راهی بسیار دشوار در پیش داریم. فراکسیون زنان در طول یک سال گذشته با تمام فراز و فرودهایی که سر راهش بود، فراتر از انتظار ظاهر شد و ما برای اولین بار مصوبات مهمی را برای جامعه زنان به تصویب رساندیم. قطعا این راه ادامه خواهد داشت. هرچند پیش بینی می کنیم مشکلات اگر اضافه نشود کم نخواهد شد.

حضور در هیات رئیسه کمیسیون ها

هرچند با وجود تلاش های بسیار، زنان مجلس دهم نتوانستند کرسی‌ای در هیات رئیسه به دست بیاورند اما نصیبشان از کرسی های هیات رئیسه کمیسیون های تخصصی به نسبت گذشته رشد قابل توجهی داشت؛ البته این نکته را نیز باید در نظر گرفت که به لحاظ تعداد، زنان مجلس دهم به نسبت مجلس نهم دو برابر شده اند.

با همه این تفاسیر در مجلس نهم تنها دو کرسی “نائب رئیسی” و “دبیر دوم” سهم زنان مجلس نهم از هیات رئیسه کمیسیون‌ها شد. فاطمه رهبر به‌عنوان نایب‌رئیس کمیسیون اصل نود و لاله افتخاری به‌عنوان دبیر دوم کمیسیون فرهنگی انتخاب شدند.

اما در مجلس دهم این تعداد به شش کرسی افزایش پیدا کرد و چهار کرسی دبیری و دو کرسی نائب رئیسی سهم زنان مجلس دهم شد. بر این اساس سهیلا جلودارزاده نائب رئیس دوم کمیسیون اجتماعی و پروانه مافی به‌عنوان نائب رئیس اول کمیسیون شوراها انتخاب شدند؛ همچنین ناهید تاج‌الدین به‌عنوان دبیر اول کمیسیون اجتماعی، فاطمه سعیدی به‌عنوان دبیر دوم کمیسیون آموزش و تحقیقات، فاطمه ذوالقدر به‌عنوان دبیر اول کمیسیون فرهنگی و همچنین حمیده زرآبادی به‌عنوان دبیر اول کمیسیون صنعت و معدن ایفای نقش کردند.

مصوباتی برای زنان

وقتی مصوبات دو فراکسیون زنان در مجلس نهم و دهم در کفه‌های ترازو قرار می‌گیرند؛ اوضاع چندان به سود مجلس نهمی‌ها پیش نمی‌رود چراکه مجلس نهم چندان دستاوردی برای جامعه زنان نداشت و حتی در مواردی مانند تصویب لایحه‌ای در خصوص گذرنامه، اعتراضات فعالان حقوق زنان را نیز برانگیخت. در لایحه «اصلاحیه گذرنامه زنان» که در فروردین‌ماه ۱۳۹۱ از سوی دولت به مجلس ارائه شد و در آبان ماه به امضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز رسید، خروج زنان مجرد زیر ۴۰ سال از کشور منوط به اجازه رسمی «ولی قهری» یا حاکم شرع شد. البته این به معنای آن نیست که اقدامات مثبتی در  فراکسیون زنان در مجلس نهم رقم نخورده باشد بلکه در همین راستا می‌توان به برابری دیه زن و مرد در سوانح رانندگی اشاره کرد؛ موضوعی که فاطمه رهبر رئیس فراکسیون زنان مجلس نهم در آخرین نشست خبری‌اش به آن اشاره کرد. او در این مورد گفت: بسیاری از بانوان مسئولیت تأمین معاش خانواده را بر عهده‌دارند لذا مقام معظم رهبری در توصیه‌ای فرمودند قوانین بیمه را بررسی کرده و از آن طریق موضوع برابری دیه زن و مرد را که جزء احکام اولیه است مورد رسیدگی قرار دهید. با پیگیری‌های ما این قانون بعد از ۵ سال دائمی شد. او همچنین در مورد دیه مربوط به جنایات نیز گفت: در بحث برابری دیه مربوط به جنایت‌ها ازآنجایی‌که مقتول زن است، باید نیمی از دیه را پرداخت می‎شد تا قصاص صورت گیرد. اما این موضوع دیگر اجرا نمی‌شود و آن مبلغ از صندوق خسارت‌های بدنی پرداخت می‌شود.

هرچند محصول عملکرد فراکسیون زنان در مجلس نهم به چند مصوبه بیشتر ختم نشد اما در مقابل فراکسیون زنان در مجلس دهم اولین سال خود را با به تصویب رساندن یک ماده بسیار مهم در برنامه ششم توسعه آغاز کرد. این ۱۷ نفر توانستند عدالت جنسیتی را به تصویب برسانند؛ آن‌ها همچنین مجوزهای لازم برای محدود کردن کودک همسری را کسب کردند تا حداقل سن ازدواج دختران را از ۱۳ سال ارتقا دهند. حمایت از ورزش بانوان در برنامه ششم توسعه از دیگر اقدامات این فراکسیون در اولین سال مجلس دهم بود.

فراکسیون زنان همچنین بحث تابعیت ایرانی فرزندان زنان ایرانی را به صحن بردند و رای مثبت مجلس را برای آن به دست آوردند.

[ad_2]

لینک منبع

یک پیشنهاد به سازمانی جوان اما دیرپا

[ad_1]

پویا قلی پور-رئیس منطقه گیلان سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی

از آغازین روزهای خرداد پرخاطره ۱۳۷۶ تا به امروز اصلاح طلبی مسیر پر سنگلاخی را پیموده و داستان و روایت پر آب چشمی را از سر گذرانده. چه بسیار کسان که از آغاز در این مسیر گام نهادند اما در میانه راه یا از قطار پیاده شدند و یا به جبر زمین و زمان از آن اخراج شدند و اما هنوز دل در گرو این راه و رهپیمایانش دارند. چه سالها و خاطرات تلخ و شیرینی که در این مسیر همه با هم و در کنار هم طی کرده ایم و در میانه راه چه رویش هایی را که تجربه نکرده ایم. تاریخ چه عملکردهای مثبت و امیدبخش و چه کنش های بی ثمر و امید کشی را بر اوراقش از اصلاح طلبی ثبت کرده است. اما در این دو دهه آنچه قابل کتمان نیست تاثیرگذاری روش و منش اصلاح طلبی و گفتمان اصلاحات در تاریخ این مرز و بوم است. آنچه در این سال ها بر اصلاحات گذشته اما، سوالات بی شماری را در ذهن تحلیلگران و کنشگران به جای گذاشته.سوالاتی نظیر اینکه:

آیا اصلاحات تداوم مشروطه خواهی است یا تلاش برای استقرار دموکراسی و جمهوری خواهی؟

آیا اصلاح طلبی همان تحول خواهی است و یا نسبتش با رفرمیسم چیست؟در روش رادیکال است یا نه؟

نسبت اصلاح طلبی با براندازی چیست ؟

آیا اصلاح طلبی یک گفتمان مشخص و دارای چارچوب مدون است یا توده ناهمگون و در هم پیچیده ای از خرده گفتمان های پراکنده است؟

آیا حاکمیت قانون شالوده اصلی اصلاح طلبی است و یا تغییر قوانین ؟

نسبت اصلاح طلبی با نظم مستقر چیست؟

اصلاح طلبی محدود به اصلاح ساختارهای کلان حاکمیتی است و یا تغییر و اصلاح فرهنگ اجتماعی را هم در بر میگیرد؟

اصول اقتصادی اصلاح طلبی بر عدالت بنا نهاده شده و یا رقابت و بازار آزاد؟بازار آزاد میخواهد یا توزیع عادلانه ثروت؟

از تنش ردایی در سیاست خارجی دفاع میکند و یا از حفظ غرور ملی؟

امنیت پایدار می خواهد و یا فضای امنیتی؟

توسعه مدنظرش همه جانبه نگر است یا اولویتی برای توسعه مدنظر دارد؟

نگاهش به توسعه آمرانه و الگوهای جهانی دیگر توسعه چگونه است؟

پوپولیسم را در هر شرایطی محکوم میکند و یا آن را فقط برای خود می پذیرد؟

سیاست ورزی اش جامعه محور است یا حکومت محور و یا توامان؟

شاخصه های حکمرانی خوب را چگونه می بیند؟

آیا قائل به خطوط قرمزی برای کنش هست یا نه؟

مواجهه اصلاح طلبی با مقوله آزادی اجتماعی و فرهنگی و سیاسی چگونه است؟

برخوردش با جریانات رقیب چگونه است؟

دگراندیشان در تعریف اصلاح طلبان کجای کار هستند؟

آیا لزومی برای تعریف اصلاح طلبی در میان کنشگران و تئوریسین های آن احساس می شود؟

آیا اصلاح طلبی امروز با همان سازوکار و تعاریف سال ۷۶ قابل تداوم است؟

آیا تجربیات اصلاح طلبان از آنروز تا به امروز تغییری در تعاریف و راهکارهای آنان ایجاد نکرده است؟

شاید پاسخ به این مجموعه سوالات و سوالات مشابه آن و اجماع بر سر آن پاسخ ها از حیاتی ترین نیازهای اصلاح طلبان برای دوران پیش روی آنهاست. پس از رخدادهای انتخابات ۸۸ که باعث به کما رفتن اصلاحات شد، برخاستن مجدد اصلاح طلبی از خاکستر خودش تقریبا سخت و ناممکن می نمود. اصلاح طلبان پیش از ۸۸ هم لااقل یک بار در شرایط مشابه (هر چند نه تا این حد حاد ) قرار گرفته بودند و آن هم سال ۸۴ بود. زمانی که با جبر دموکراسی و صندوق های رای و از طریق آرای مردم (که هماره آن را صدای خدا میدانستند) از نهادهای انتخابی حاکمیت بیرون رانده شدند. رخداد ۸۴ و برآمدن پوپولیسم از دل دولت اصلاحات آنقدر غیرمنتظره بود که حتی بسیاری از تئوریسین های اصلاحات تعبیر مرگ اصلاحات را به کار بردند. حجاریان در مقاله معروفش “اصلاحات مرد، زنده باد اصلاحات” چنین از دلایلش برای مرگ اصلاحات می گوید: ” مراد من از مرگ اصلاحات، محو دلالت‌ها، قرائت‌ها و انواعی از اصلاحات است که در سال‌های اخیر به دلیل بحران‌های متعدد (به ویژه بحران نتیجه عینی) در عرصه واقعیت و عمل، از میدان به در رفته‌اند، اگرچه در حوزه تئوری و نظر تمام این رویکردها و قرائت‌ها همچنان محل بحث و نقد زنده و پویا است.

نکته دیگر آن است علیرغم به حاشیه رفتن اصلاحات، علل موجده و بستر تکوینی اصلاحات کماکان پابرجا و زنده است و سرانجام آن که به زعم من پروژه‌های اصلاحات (دینی ـ اقتصادی ـ سیاسی) نیز با فراز و نشیب، به حیات خویش ادامه می‌دهند. بنابراین مرگ اصلاحات معطوف به اصلاحاتی است که پس از آزمونی تاریخی ـ اجتماعی باید بر ناکامی و ناکارآمدی آن مهر تایید زد و به تأکید از مرگ آن سخن گفت، تا دل در گرو اصلاحات دیگری سپرد و توان و فرصت‌های سیاسی ـ اجتماعی را صرف آزمودن آزموده‌ها ساخت.” او در پاسخ به این سوال که استراتژی آینده اصلاح طلبان و رویکرد اصلاحات در دوران جدید چه باید باشد هم پاسخ می دهد :” رویکرد جدید را من تعیین نمی‌کنم  باید خرد جمعی اصلاح‌طلبان این رویکرد جدید را تعیین کند.” اما انگار تعریف رویکرد جدید و مانیفست اصلاح طلبان از آن روز تا به امروز هنوز بلاتکلیف باقی مانده و اصلاح طلبان نه فرصتی برای بازتعریف اصلاح طلبی یافته اند و نه رغبتی به این کار نشان می دهند.

البته در این سالها صداهای کم شماری هنوز این نیاز را برای تدوین مانیفست اصلاح طلبی فریاد زده اند که در هیاهوی تهیه لیست های انتخاباتی و برنامه های ورود دوباره به حاکمیت و تصاحب مجدد نهادهای انتخابی گم شده و یا مغفول مانده است.اما در انداختن طرحی نو در اصلاحات و گفتمان اصلاح طلبی در این سالها با موانعی مواجه بوده که به اختصار عبارتند از:

اول.به محاق رفتن احزاب و گروه های اصلاح طلب پس از رخدادهای ۸۸ و پراکنده شدن و چند شقه شدن بدنه و اعضای آن ها اولین و مهمترین مانع این راه است. هرچند پس ازانتخابات سال ۹۲ و استقرار دولت تدبیر و امید( که برآمده از تدبیر اصلاح طلبان بود و امیدی که آنان در دل مردم نشاندند) با برچیده شدن فضای امنیتی در سپهر سیاسی ایران و ایجاد احزاب جدید و جایگزینی آنها به جای احزاب توقیف شده و همچنین فعالیت مجدد احزابی که به خواب زمستانی رفته بودند،این مانع به تدریج در حال مرتفع شدن است.

دوم. مانع دوم در این راه ، هژمونی و تسلط نسل قدیم اصلاح طلبان با تفکرات غالبا صلب و غیرمنعطف در احزاب و گروه های فعال در عرصه سیاسی و همچنین بلند تر بودن صداهای قدیم (در برابر جدید) و گاهی فرسوده (در مقابل تازه نفس) در مغز تصمیم گیرنده اصلاح طلبی و قلت اندیشه های نو و به روز شده در این ارکان تصمیم ساز و تصمیم گیر است که همچون نهاد دولت گریبان بسیاری از احزاب اصلاح طلب ( و البته اصولگرا )را هم گرفته است و مزمن و متاسفانه عادی شده است.

سوم.تعدد و تکثر احزاب و گروه های اصلاح طلب و کثرت کانون های قدرت درون جریان اصلاح طلبی مانع دیگری است که گاهی این گروه ها حتی بر سر حداقلی ها هم اشتراک نظر نداشته و ندارند.در این میانه ی تعدد احزاب و سربرآوردن روزانه ی احزاب جدید ، بسیاری از متاع های متفرقه و تقلبی که هیچ نسبتی با اصلاح طلبی ندارند هم گاهی به نام اصلاح طلبی فروخته میشوند که موجب سردرگمی جامعه هدف شده و موجب ریزش های موسمی دربدنه این جریان میشود.

چهارم. درگیری بیش از حد اصلاح طلبان برای بازگشت مجدد به قدرت و تلاش برای دسترسی مجدد به نهادهای انتخابی تاثیرگذار به حدی که تقریبا تمام توان گفتمان سازی و بازنمایی اصلاح طلبان هر ۴ سال یکبار درگیر تهیه لیست و معرفی کاندیدا میشود و به گونه ای در جامعه بازتاب داده می شود که انگار هدف اصلی و نهایی اصلاح طلبان فقط در چانه زنی از بالا تعریف شده است. در این میانه آنچه شاید فراموش شده، مطالبات جامعه ایرانی و بدنه نحیف شده اصلاح طلبان است.

پنجم.محدودیت های رسانه ای و چندوجهی رییس جمهور دولت های اصلاحات “سید محمد خاتمی” و عدم ارتباط مستمر و مستقیم ایشان با بدنه اصلاح طلبی مانع مهم دیگری است که باعث شده صداهای درخواست کنندگان با پژواک کمتری به گوش ایشان برسد.این مورد در ادامه حفظ فضای نیمه امنیتی در عرصه سیاست داخلی قابل تعریف است.

ششم. مانع اصلی دیگر بت وارگی گفتمان اصلاحات است.عدم وجود فضای گفتمانی و نقادی درون جریان اصلاح طلبی به دلیل موانع برون-گفتمانی (مثل بهره برداری جریانات مخالف از این انتقادات و یا روی گردانی بدنه اجتماعی گفتمان اصلاح طلبی و یا عدم مقبولیت نزد آرای خاکستری و ..) و درون-گفتمانی (مثل پایین بودن سطح تحمل در برابر انتقادات و یا فقدان فرهنگ نقد و عدم ایجاد فضای تضارب آرا و …) باعث شده هیچ گفتگویی در نقد تاریخی و یا گفتمانی اصلاحات پذیرفته و تحمل نشود و گفتمان حاضر(اگر چنین چیزی موجود باشد)چونان وحی منزلی شناخته شده که دیگران تنها باید به آن تعظیم کنند و نه تعریض.

هفتم.عدم تعیین نسبت گفتمان اصلاح طلبی با نظام حاکم و نظم موجود به صورت شفاف و روشن و بالعکس را میتوان یکی از موانع مهم و محدود کننده کنش اصلاحی هم خواند.چرا که بسیاری از محدودیت ها و مخالفت های موجود با گفتمان اصلاح طلبی متوجه آن چیزی است که اصلاحات نیست و این راه را برای برچسب زنندگان و آنان که از حذف گفتمان اصلاح طلبی اصیل ، سودی می برند باز میگذارد.این آفت که مسبب بخشی از آن خود اصلاح طلبان هستند چنان دامان اصلاح طلبی را گرفته که حرکتش را کند و ناممکن کرده و چالاکی را از آن سلب کرده است.

هشتم.عدم وجود فضای آکادمیک و متن محور درون گفتمان اصلاح طلبی و همچنین درون احزاب اصلاح طلب مانعی است که باعث غبارآلود شدن فضای اصلاح طلبی شده است.این آفت باعث شده فضای گفتمانی اصلاح طلبی هر روز و بیش از پیش به سمت فضای شفاهی و هیاهو رفته و از فضای استدلالی و اقناعی دور شود که نتیجه آن مبهم و غیر شفاف شدن این فضاست.در این میانه آنانکه صدای بلندتر و دست های بازتری دارند فریادشان بیشتر شنیده میشود.

نهم.کاهش ارتباط ارگانیک گفتمان اصلاح طلبی با بدنه ی اجتماعی خود و جامعه ایرانی(شامل دانشجویان و معلمان و کارگران و …)و در نتیجه آن دور شدن از درک و فهم مطالبات اقشار و گروه های فراگیر به دلایل درونی و بیرونی هم شاید مولود فضای بسته دوران پسا ۸۸ باشد که هنوز آثارش قابل مشاهده است.

دهم.دوقطبی شدن حاد فضای سیاسی جامعه ایرانی که باعث پوشیده ماندن نقاط ضعف گفتمانی جریان اصلاح طلبی شده است.این امر باعث می شود در میان اصلاح طلبان فضای توفیق کاذب شکل بگیرد و نقاط ضعف خود را کمتر ببینند و احساس نیاز به تببین شفاف گفتمانی را به تعویق می اندازد.(مثال واضح این مورد پیروزی قاطع لیست امید در انتخابات مجلس تهران بود)

این موارد بخش مهمی از دلایل به تاخیر افتادن تعریف و تدوین مانیفست اصلاح طلبی میتواند باشد که برخی از آنها در صورت اجماع اصلاح طلبان و احساس نیاز آنها قابل حل است.خوشبختانه اصلاح طلبان این روزها استراتژی و روش بازی خود را یافته اند و با تداوم سازوکار”شورای عالی اصلاح طلبان” نشان داده اند که راه ائتلاف را برگزیده و تقریبا اکثر احزاب و گروه های اصلاح طلب هم بر این روش مهر تایید زده اند اما آنچه اصلاح طلبی بیش از استراتژی و روش پیمودن مسیر به آن نیاز دارد “نقشه راه” است ، چرا که بدون نقشه طریقه پیمودن مسیر شاید در آینده به مقصدی نامعلوم و هولناک بیانجامد.تعیین حدود و صغور این ائتلاف شاید امروز ،که در شرایط گذار از بحران هستیم چندان مورد نیاز نباشد اما برای پایان دوران گذار، اصلاح طلبان نیازمند بازتعریف شاخصه های گروه های موتلف هستند.برای اینکه بدانیم با چه گروهی هم محور هستیم ابتدا باید تعریف دقیق و روشنی از خودمان و مسیرمان داشته باشیم.برای تعریف “دیگری” ابتدا نیازمند بازشناسی و البته بازنمایی “خود” هستیم . شاید بسیاری بر این نظر باشند که اصلاح طلبی در سال ۷۶ و پس از آن تعریف شده است و شاخصه هایش و روش پیاده سازی اش هم چندین بار از سوی شخص رهبر معنوی اصلاح طلبان و احزاب اصلاح طلب تعریف گردیده است ، اما آنچه واقعیت است آن است که حتی در صورت صحت این گفته و وجود چنین شاخصه هایی ، امروز لازم و شاید واجب است که با توجه به عبرت های گذشته و شناخت امروزین بهتر اصلاح طلبان از تنگناها و موانع و شرایط خود بازنگری و بازخوانی مجددی در این تعاریف صورت گیرد که هم مورد اجماع اکثریت احزاب اصلاح طلب باشد و هم از آن مهم تر مورد پذیرش جامعه ایرانی قرار بگیرد.آنچه در این میان از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد نقش بی بدیل و حیاتی احزاب ریشه دار و چابک در آغاز راه تبیین اصلاح طلبی است.این سازمان به عنوان یکی از دیرپا ترین احزاب اصلاح طلب از منظر زمان تاسیس و در عین حال جوان ترین به لحاظ ترکیب و ساختار شورای مرکزی و بدنه حزبی ،کارکردی ذووجهتین را داراست و به دلیل قدمتش، از فراز و نشیب های اصلاح طلبی و سرگذشت اصلاح طلبان آگاه تر از دیگران است .در عین حال به دلیل جوانی در زمینه اعضا از مزیت چابکی و چالاکی و همچنین روزآمدی برخوردار است.

ساختار دموکراتیک و انعطاف پذیر این حزب این اجازه را می دهد که آغازگر این مطالبه حیاتی و مهم و تاثیرگذار باشد و با ارائه راهکارهای مشخص و مدون به شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب و شخص سید محمد خاتمی خواستار گام برداشتن آنها در مسیر تهیه و تدوین “مانیفست اصلاح طلبی” باشد و خود اولین گام را در این مسیر با تهیه شاخص ها و مولفه های مد نظر خود بردارد.

سازمان عدالت و آزادی علاوه بر این منظر مورد اشاره از جنبه دیگری شایسته ترین انتخاب برای آغاز این راه است و آن سند چشم انداز سازمان است که با وجود مختصر بودن بسیار ژرف نگرانه و موشکافانه تدوین شده است.سازمان در این سند چند خطی تقریبا به تمام موانع مذکور نگاهی دقیق داشته و برای رفع آنها هدف گذاری کرده است:

تدوین اندیشه سیاسی اصلاح طلبانه و توسعه پایدار و متوازن؛ به عبارت دیگر در سال ۱۴۰۰ سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی یکی از اصلی ترین منابع تولید اندیشه سیاسی اصلاح طلبانه در کشور است.

تدوین برنامه های مدیریتی و اجرایی برای بحران ها و گلوگاه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور؛ ناب ترین و اجرایی ترین برنامه های مدیریتی کشور در اتاق های فکر سازمان و همایش های برگزار شده توسط سازمان تولید می شوند مانند برنامه های اجرایی برای توسعه اقتصادی، مسایل مربوط به آب، بحران های زیست محیطی و …

تامین نیروی انسانی برای مدیریت در همه سطوح اجرایی و مدیریتی؛ در سال ۱۴۰۰ اعضا سازمان و همچنین هواداران آن جمعی از بهترین و زبده ترین مدیران کشور را تشکیل می دهند.

هدایت و تاثیرگذاری بر افکار عمومی جامعه از طریق جذب نیروهای موثر، همکاری با شبکه ها و اقشار اجتماعی، همکاری با سازمان های غیر دولتی و همکاری حداکثری با رسانه ها در انتشار گسترده اندیشه اصلاح طلبانه و توسعه گرایانه.

 

پس از شناخت اهداف و موانع آن به تبیین ماموریتش می پردازد تا نشان دهد که برای رسیدن به آن اهداف چه برنامه ای را مد نظر دارد و از چه راهی قرار است به این اهداف برسد:

تبیین اندیشه و عمل اصلاح طلبانه و تلاش برای نهادینه ساختن آن در همه شئون جامعه به این معنی که سازمان مفهوم و تاثیرات اصلاح طلبی را هم به زبان عمل و هم به زبان کلام ترجمه کرده و آن را در بین جامعه مخاطب خود نشر می دهد. به عبارت دیگر در شرایطی که از یک سو اندیشه های ساختارشکن و از سوی دیگر اندیشه های بنیادگرایانه و اقتدارطلبانه در قشرهایی از جامعه رسوخ کرده و طرفدارانی را به خود جلب نموده است، سازمان عدالت و آزادی ماموریت خود را نشر و تبیین اندیشه اصلاح طلبانه قرار داده است.

این همان ماموریتی است که اصلاح طلبان از سال ۸۴ برای خود تعریف کردند اما در گردباد حوادث و آلزایمر سیاسی خود آن را یا به تعویق انداختند و یا فراموش کردند. هر ناظر منصفی که تنها چند سالی در فضای تحزب جامعه ایرانی تنفس کرده باشد از همین چند خط درخواهد یافت که بلندای نظر این حزب دیرپا و چابک نمونه ای مثال زدنی از فعالیت و کنش حزبی است.و این همه در حالی است که “سازمان عدالت و آزادی” امروز تنها حزب فعال در عرصه آموزش آکادمیک اعضا و هواداران خود می باشد،مزیتی که به جریان اصلاح طلبی کمک میکند تا بزرگترین نقطه ضعفش،یعنی عدم تربیت کادرهای توانمند و کارآمد و متعهد به آرمان اصلاح طلبی را مرتفع کند و آغازگر راهی باشد که با ورود دیگر احزاب اصلاح طلب می تواند نوید دهنده فردایی بهتر و روشن تر برای تحزب ، اصلاح طلبی و فعالیت سیاسی در این مرز و بوم باشد.

[ad_2]

لینک منبع